برج مسکونی اوراکل در محمودآباد، میان دو منظر متفاوت دریای خزر در شمال و شالیزارها و جنگلهای مازندران در جنوب شکل گرفته است. پروژه به جای آنکه طبیعت را صرفاً به چشمانداز بیرونی ساختمان محدود کند، آن را به درون برج میکشاند. با ایجاد یک فضای خالی عمودی در قلب بنا، باغها، فضاهای جمعی و مسیرهای ارتباطی در ارتفاع گسترش یافتهاند و ساختار متعارف برج مسکونی را به نوعی محله عمودی تبدیل کردهاند.

در طراحی، معماری سنتی مازندران بهعنوان مرجع اولیه در نظر گرفته شده است؛ ویژگیهای فضایی ویلاهای سنتی شمال ایران، از جمله تراسهای باز، باغها، فضاهای نیمهباز و ارتباط نزدیک میان فضای داخلی و منظر، در شکلگیری ایده پروژه نقش داشتهاند. این ویژگیها بهصورت یکپارچه با رویکردی مدرن و معاصر بازتفسیر شدهاند تا فضاهای سبز را به قلب پروژه آورده و رابطهای پیوسته میان معماری، طبیعت و زندگی روزمره ایجاد کنند.

پروژه در زمینی به مساحت ۱۲۰۰ مترمربع و در مجاورت محورهای پرتردد شهری قرار گرفته است؛ شرایطی که از یک سو دسترسی مناسب و از سوی دیگر آلودگی صوتی را به همراه دارد. در پاسخ به این شرایط، بخش مسکونی از سطح زمین فاصله گرفته و عملکردهای تجاری، پارکینگ و فضاهای عمومی در لایههای پایینی ساختمان سازماندهی شدهاند. جهتگیری واحدهای مسکونی بر اساس دو کیفیت اصلی منظر سایت شکل گرفته است: چشمانداز دریای خزر در شمال و منظره شالیزارها و جنگلهای کوهستانی در جنوب. این دو منظر متفاوت، در کنار نور طبیعی و شرایط اقلیمی مرطوب منطقه، نقش مستقیمی در شکلگیری سازمان فضایی برج دارند.

پروژه با هدف بازتعریف زندگی جمعی در یک ساختار بلندمرتبه شکل گرفته است. بخشی از جرم مرکزی برج حذف شده تا یک فضای خالی پیوسته و عمودی در ارتفاع بنا شکل بگیرد؛ فضایی که باغچهها، فضاهای سبز و عرصههای جمعی در مقیاس همسایگی را در ترازهای مختلف جای میدهد. پلهایی که از میان فضای سبز عبور میکنند، با الهام از مفهوم سنتی «کوچهباغ» در مناظر شمال ایران، مسیر دسترسی به واحدها را از یک حرکت صرفاً عملکردی به بخشی از تجربه روزمره سکونت تبدیل میکنند. نور طبیعی و جریان هوا از طریق این فضای خالی به عمق بنا نفوذ کرده و فضای مرکزی را به یک باغ عمودی تبدیل میکنند. فضاهای جمعی نیز به جای تمرکز در یک نقطه، در ارتفاع برج توزیع شدهاند. این فضاها از عرصههای غیررسمی برای نشستن، تعامل و شکلگیری ارتباط میان طبقات تا لابیهای جمعی میانطبقه با کافه، فضاهای بازی و امکانات فرهنگی و رفاهی را شامل میشوند. به این ترتیب، برج از مجموعهای از واحدهای مسکونی مستقل فراتر رفته و ساختار فضایی یک «محله عمودی» را شکل میدهد.

ارائه پروژه اوراکل، فرصتی برای روایت مسیر شکلگیری پروژه؛ از ایده و کانسپت تا معماری و تجربه نهایی.

فرم اوراکل از یک جرم عمودی اولیه شکل میگیرد که با کاستن از حجم و ایجاد شکافها و فضاهای خالی، به ساختاری متخلخلتر تبدیل میشود. این فضاهای خالی، نور طبیعی و جریان هوا را به عمق برج هدایت کرده و در ترکیب با پوشش گیاهی، باغی عمودی را در قلب ساختمان شکل میدهند. این رویکرد، تفسیری معاصر از کیفیتهای نیمهباز، سایهدار و طبیعتمحور معماری بومی شمال ایران ارائه میکند. تراسهای باز و نیمهباز، فضای زندگی واحدها را به سمت چشمانداز دریای خزر، شالیزارها و جنگلهای پیرامون امتداد میدهند، در حالی که نحوه جانمایی آنها حریم خصوصی واحدهای مسکونی را حفظ میکند. در ترازهای بالاتر، کاهش بیشتر حجم امکان شکلگیری واحدهایی با کیفیت ویلایی و فضاهای باز مستقل و سخاوتمندانه را فراهم میکند.

در فضای خالی مرکزی، پلها باغها و مسیرهای عمودی ارتباطی را به یکدیگر متصل میکنند و مسیر رسیدن به واحدهای مسکونی را از یک حرکت صرفاً عملکردی به بخشی از تجربه سکونت تبدیل میکنند. حرکت در کنار گیاهان، نور طبیعی و جریان هوا، تجربه فضایی قدمزدن در یک «کوچهباغ» را تداعی میکند. اوراکل با تلفیق باغ عمودی، فضاهای جمعی توزیعشده و مسیرهای ارتباطی پیوسته، الگوی متعارف برج مسکونی را به ساختاری نزدیکتر به یک «محله عمودی» بازتعریف میکند؛ جایی که تراکم و ارتفاع در کنار طبیعت، نور روز، جریان هوا و شکلگیری ارتباطات معنادار همسایگی قرار میگیرند.












